کنایه های فارسی بخش هشتم
141- توی هول ولا ماندن:مضطرب بودن-ترید داشتن
142- ته جیبش تار عنکبوت بسته است:بی پول وفقیر است
143- جایی نمی رود که آبرویش رود:عاقل است
144- جان به عزرائیل ندادن:فوق العاده خسیس بودن
145- جای سوزن انداختن نبود:خبلی پر جمیت و شلوغ بود
146- چرت موز بودن:جوانی بی ادب و بی اهمیت-غیر قابل اعتناء
147- جلز ولز کردن:بسیار التماس زاری کردن
148- جنسش شیشه خورده دارد:نادرست است
149- جواب ابلهان خاموشی است:در برار افراد نادان باید خاموش بود.
150- جوجه ها در آخر پاییز می شمرند:نتیجه هر کار در پایان آن مشخص می شود
آمد 151- جور استاد به زمهر پدر : سخت گیری معلم به نفع شاگرد است.
152- جیم شدن : آهسته وبدون آنکه کسی متوجه شود محلی را ترک گفتن.
153- چا خان کردن : دروغگوئی کردن .
154- چاقو دسته ی خود را نمی برد : خویشان وبستگان برای همدیگر ایجاد ناراحتی می کنند.
155- چاق سلامتی کردن : حال واحوالپرسی کردن – سلام وعلیک کردن .
156- چپ چپ نگاه کردن : با تلخی وخشم به کسی نگریستن.
157- چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است : به جای واجب باید پرداخت .
158- چشمش شور است : کسی که چشم گیرا داشته باشد وباعث آسیب دیگران شود.
159- چاه کن همیشه ته چاه است : کسی که برای دیگران تله ایجاد کند اول خودش می افتد.
160- چوب تر به کسی فروختن: مشکلی برای دیگران ایجاد کردن – دشمنی داشتن با کسی.