تبليغاتX
کنـــــــــــایه - آقای محتشمی پور شما چه کرده اید؟
خورشيد لعل پوش چگويم کنايه‌ايست...چون ماه ليک هاله‌اي از طوق عنبرش
صفحه نخست ارتباط با ما آرشيو مطالب لينك RSS
كاربر ميهمان خوش آمديد
دوشنبه 20 خرداد1387

صحبت و تعریف و تمجید در خصوص برخی از انسانها گاه ضرورتی پیدا نمی کند اما همیشه هستند کسانی که چشم دیدار آن اشخاص را ندارند و بجای غبطه خوردن به آنها حسادت ورزی می کنند و تخریب و ... اما گاه نیز لازم می آید تا در خصوص همان انسانهای زلال نیز سخن گفت گاه لازم می آید گفت که آن انسانها چه کرده اند و از آن مهم تر باید گفت که چرا با این افراد دشمنی می کنند. آری در طول تاریخ از این انسانها کم نبودند و امروز نوبت مصباح ماست.

محتشمي پورآيت الله مصباح يزدي

چند روز گذشته آقای محتشمی پور عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز سخن که نه بلکه گزافه هایی در خصوص آیت الله مصباح بر زبان آورد که شرم آور است .من اینجا لازم نمی دانم که بگویم وی چه گفته است بلکه چیز دیگری در دل و بر لب دارم. هر چند آیت الله مصباح به دلیل شخصیت علمی و اسلامی که دارند در مقابل این تهمت ها ضمن تاکید بر دروغ بودن این ادعاها مخاطبان خود را به تدبر در سخنان تحریف نشده خویش و نقد علمی آنها فراخوانده و از پرداختن به مسائل و موضوعاتی که هیچ ارتباطی با مباحث منتقدانه ایشان ندارد بر حذر می دارند و در همین رابطه می گویند:«حالا من باید بیایم در بوق و کرنا کنم که آقا ما چه مبارزاتی کرده ایم!... مسائل بسیاری بوده که من تا حالا ضرورتی ندیه ام منتشر کنم و الان هم ضرورتی نمی بینم که برای خوش آمد کسانی تبلیغ از خودم کنم و تازه مگر بنده از خودم تعریفی کرده ام که کسانی مرا تکذیب کنند؟!آقا بنده نه رای می خواهم تا ریاستی یا وزارتی کنم و نه از کسی می خواهم پشت سر من نماز بخواند ... من هیچ بنا ندارم که از خودم دفاع کنم هر چه می خواهند بگویند شما ببنید حرف من چیست و چه استدلالی دارم...» اما ما دوستداران او وظیفه داریم از رشادتهای بی مثال او بگوییم.

بنابراین چنین شخصی نیاز به دفاع ندارد ولی گفتن از دشمنان ایشان لازم است. آقای محتشمی پور دشمنی دیرینه ای با ایشان دارند که با مستنداتی همراه است. نمونه آن روزنامه بیان مورخ ۱۴ بهمن ۱۳۷۸ شماره ۴۶ است که آقای محتشمی پور با نوشتن مقاله ای با این عنوان :«آقای مصباح!اسلام خشونت و خوارج را ترویج می کنید» به تخریب شدید از آیت الله مصباح پرداخته است.جالب اینجاست که آقای محتشمی پور در همین مقاله به تناقض گویی می پردازد ٬زیرا وی مدعی است که آیت الله مصباح جز چند اعلامیه که قبل از ۱۵ خرداد و تبعید حضرت امام امضا نموده است چیز دیگری در پرونده خود ندارد و پس از آن از جریان مبارزه و نهضت اسلامی سرخورده و حتی مخالف آن شده و ابایی هم از طرح مخالفت خویش نداشته است. اما عجیب است که آقای محتشمی پور در همین مقاله از تعدادی از نامه ها و اعلامیه هایی یاد می کند که در سال ۵۶ و ۵۷ علیه رژیم شاه صادر شده و به امضای آیت الله مصباح نیز رسیده است!!!

آیت الله مصباح سوابق بسیار زیادی دارند که نشان از مجاهدتهای ایشان چه در عرصه انقلاب و چه در عرصه های علمی دارد از جمله زیر ذره بین بودن ایشان از سوی ساواک به دلیل فعالیتهای انقلابی ٬ چاپ و توزیع اعلامیه ها و سخنرانی های ضد رژیم ٬عضویت در گروه انقلابی یازده نفره و ... و یا در عرصه های علمی و فرهنگی تلاشهایی مانند تربیت و اعزام مبلغ به نقاط مختلف کشور٬ شرکت فعال در ستاد انقلاب فرهنگی ٬مناظره با تئوریسین های احزاب سیاسی منحرف ٬ تربیت معنوی شاگردان٬تاسیس بنیاد فرهنگی باقرالعلوم٬تاسیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ٬راه اندازی طرح ولایت و بسیاری از رشادتهای ایشان که مجال آن نیست و حال با توجه به این موارد بهتر نیست سوال کنیم آقای محتشمی پور شما برای نشر اندیشه امام خمینی چه کردید ؟ شما برای این اسلام چه کردید ؟ شما برای انقلاب چه کردید؟؟؟

به غیر از اینکه در هشت سال حکومت اصلاح طلبی توهین کردید ؟ به غیر از این است که دستاوردهای انقلاب و اسلام را چوب حراج زدید؟ به غیر از آن است که به حضرت رسول و اهل بیت ایشان توهین کردید؟ لذا سخن را با همین سوال به پایان می برم که آیت الله مصباح به کنار آقای محتشمی پور  شما چه کرده اید؟

در زیر نیز بیانیه ای را که توسط انجمن وبلاگ نویسان مسلمان به سبب همین اهانت منتشر شده را ببینید.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

بیانیه انجمن وبلاگ نویسان فرزندان روح الله

بسم الله الرحمن الرحيم

و اذا لقوالذين ءامنوا قالوا امنّا و اذا خلوا الي شياطينهم قالوا انّا معكم انّما نحن مستهزءون

عجب نيست كه در بحبوحه هجمات فرهنگي به بنيادهاي اسلام ناب محمدي از طرف استكبار و دشمنان قسم خورده ي انقلاب، در داخل مرزهاي ايران اسلامي نيز حنجره هايي تيغ فحاشي و انكار بر روي فرزندان حقيقي روح الله بركشند؛ اين آئين تاريخ است كه مدعيان را بيازمايد و سره از ناسره باز شناسد.

كساني كه صرف همراهي جسماني با خميني كبير، آنان را در زمره مدعيان دروغين انقلاب گمارده بدانند انديشه امام امت نه آنچنان محفوف در پيچيدگي هاي تاريخي است كه نياز به تفسيرهاي منحرفشان داشته باشد و نه آنان تا بحال نشاني از آرمان و دغدغه ي آن يگانه ي دوران داشته اند كه براي جوانان امروز مغتنم باشند.

آقاي محتشمي كه مع الاسف ملبس به لباس روحانيت ايد!
اكنون كه نزديك به بيست سال از رحلت جانگداز امام بزرگمان مي گذرد، هيچ گاه از شما نه سخني شنيده ايم كه بوي شميم خميني دهد و نه خطي خوانده ايم كه اثر ملكوتي او را در دل و جان زنده كند. عجيب است نه آنگاه كه هم بزمانتان خميني را پيوسته به موزه تاريخ مي دانستند خروشيديد ونه آنگاه كه رفقاي حزبي تان فقه را پست ترين علوم خواندند، برآشفتيد. آيا در آن گاه دردناك هيچ احساس خطري براي انديشه امام، غيرت انقلابي تان را برنيانگيخت؟!

آقاي محتشمي!
خاطره ي تاريخي فرزندان جوان روح الله آنقدر شفاف هست كه سكوت هاي مداوم شما را در برابر تاراج آرمان هاي امام و انقلاب برشمرد.

آقاي محتشمي!
لحن شما آكنده از عصبانيت جاه طلبانه است. چه چيز را از شما گرفته اند كه اكنون اينگونه فرياد مي زنيد؟ اكنون كه رهبر معظم انقلاب اسلامي دولت و رئيس جمهور را اصولگراترين دولت پس از انقلاب خوانده اند و در فقدان علمايي چون استاد شهيد مطهري و علامه طباطبايي، جوانان را به سمت شخصيت هاي درخشاني چون حضرت آيت الله مصباح هدايت كرده اند و شعارهاي انقلاب را زنده تر از گذشته دانسته اند و جهان را تحت تأثير آنها دانسته اند، شما را كدام انحراف از انديشه هاي امام برآشفته است؟ عجيب نيست، جز شما كسان بسياري به فغان آمده اند. همان ها كه از ابتدا ناله هاي خود را در سينه پنهان داشته بودند.

آقاي محتشمي!
فرمايش بلند مقام معظم رهبري در سالروز عروج ملكوتي امام راحلمان را:به شما يادآوري ميكنم: «فمن نكث فانّما ينكث على نفسه». آن كسانى كه از راه انقلاب برگردند، مثل كسانى هستند كه در تابستان روزه گرفته‏اند و تا اواخر روز، روزه را حفظ ميكنند، اما يك ساعت به غروب، دو ساعت به غروب طاقتشان تمام ميشود؛ افطار ميكنند. اين مثل همان كسى است كه از اولِ روز، روزه نگرفته است.»

آقاي محتشمي!
شما روزه خود را شكسته ايد و بارديگر تاريخ انقلاب را سرافكنده يك ريزش ديگر كرده ايد. شما را نصيحت مي كنيم كه به خود آييد و اگر حاضر نيستيد برسر ماجراجوييهاي سياسي كوناه بياييد لااقل از دنياي خود بترسيد كه فرزندان روح الله هشيارتر از گذشته –به لطف و تائيدات خداوند متعال- حافظ انقلاب و آرمان هاي خميني كبير (ره) است.

انجمن وبلاگ نويسان فرزندان روح الله

ارسال شده توسط سید حجت در ساعت 20:36 |