پس از برنامه تلوزيوني ميرحسين موسوي كه جمعه شب(يك خرداد 1388) از شبكه يك سيما پخش شد، و پس از آنكه ميرحسين موسوي نتوانست از عهده يك سخنراني تلوزيوني برآيد، بسياري از كارشناسان و حتي حاميان موسوي اين نوع سخنراني را زير سوال بردند.


موسوي در آن برنامه بدون اشاره به حتي كوچكترين برنامه اي براي كشور فقط و فقط پيكان سياه نمايي هاي خود را به سمت دولت گرفت و تا توانست اقدامات رئيس جمهور را زير سوال برده و حتي نفي كرد، اينگونه سخنراني موسوي با انتقادات بسياري همراه شد تا جايي كه شنيده شد مشاوران وي به او پيشنهاد دادند رايزني ها براي لغو مناظره انتخاباتي با احمدي نژاد كه قرار است چهارشنبه 13 خرداد ماه ساعت 22:30 از شبكه سوم سيما پخش شود، صورت گيرد.
شنيده ها حاكي از آن است كه ميرحسين موسوي نيز اين مطلب را پذيرفته و در مذاكراتي كه با برخي مسئولين صدا و سيما داشته است، از آنها خواسته بجاي برنامه مناظره خود با احمدي نژاد، اين مناظره بين نماينده هاي كانديداها صورت گيرد.
اينكه موسوي و حاميانش در فكر چنين پروژه اي هستند گواه آن است كه اولا مردم اينگونه صحبت كردن را نمي پذيرند همانگونه كه در سال 84 نيز زماني كه حسين مرعشي نماينده هاشمي رفسنجاني به صدا و سيما آمد و گفت لباس رياست جمهوري به تن احمدي نژاد گشاد است، مردم رويه اي مخالف هاشمي برگزيدند و برگه راي خود را به نفع احمدي نژاد به صندوق ها ريختند.
ثانيا؛ ميرحسين موسوي بارها ثابت كرده است كه برنامه اي براي ارايه و شرح آن ندارد و يا حداقل توان بيان آنها را ندارد و از اينرو اگر موسوي قصد داشته باشد با چنين رويكردي در مقابل احمدي نژادي بايستد كه در مجامع بين المللي و همچنين در صحنه هاي داخلي -البته به مدد دعاي خير مردم و عنايت خداوند- پخته شده، شايد باخت وي حتمي باشد.
سخنراني در دل مجامع صهيونيستي كه امروز دنيا را در چنبره خود گرفته اند و طرح مباحثي همچون هولوكاست و نفي سلطه آمريكا و حاميانش و از اين قبيل موارد، فرصتهايي بوده است كه احمدي نژاد در آنها اعتماد به نفس ملي را در مردم تقويت كرد و اين همان نكته اي بود كه مقام معظم رهبري در ديدار با دانشجويان يزد آن را مطرح كردند، و يكي از طرح هاي دشمن را نابودي همين اعتماد به نفس ملي عنوان كردند.
اما چه دلايلي براي لغو مناظره مير حسين موسوي با محمود احمدي نژاد مي تواند وجود داشته باشد:
1. مهمترين مطلبي كه در اين بين به شاخصي اساسي براي لغو اين مناظره مطرح شده است، بي برنامه بودن موسوي در مقابل احمدي نژاد است، احمدي نژاد 4 سال با همه مشكلات و موانع دست و پنجه نرم كرده و نيازها را شناخته است لذا براي رفع آنها برنامه هاي بسياري دارد كه بخشي از آنها را عملي كرده است، اما موسوي با قهر بيست ساله خود از صحنه هاي سياسي و پرداختن به فعاليتهاي هنري، از كوچكترين مسايل كشور نيز آگاهي ندارد، به عنوان مثال در بحث سهام عدالت موسوي ابتدا با عدم آگاهي از چگونگي ارايه سهام عدالت و اينكه به چه ميزان اين سهام بين مردم پخش شده است گفت كه سهام عدالت را جمع خواهد كرد اما پس از آنكه متصدي ارايه سهام عدالت گفت كه اين سهام به 20 ميليون نفر در كشور ارايه شده و هيچ دولتي نمي تواند آن را جمع كند حرف خود را پس گرفت و گفت كه به تعهدات اين دولت در زمينه سهام عدالت ادامه مي دهم، يا در سخنراي خود در شبكه يك سيما كارخانه شكر اراك را دولتي خواند در حالي كه اين كارخانه سالهاست به بخش خصوصي واگذار شده است، حتي موسوي نمي داند كه اراك استان نيست!!!
2. دومين موردي كه توجه به آن ضروري مي نمايد، اين مطلب است كه موسوي متكي به مشاورين خود مي باشد، به گونه اي كه وي حتي همسر خود را در سفرهاي استاني همراه خود مي كند، مشاورين موسوي همانهايي هستند كه در هشت سال دولت اصلاحات، به خاتمي مشاوره دادند و درسي كه خاتمي از اين مشاوره گرفت اين بود كه فهميد پس از هشت سال، تداركاتچي جبهه اصلاحات بوده است، اما احمدي نژاد بر اساس نيازهاي جامعه، توجه به ارزشها، استفاده از نظر مردم در كارها بهره مي گيرد كه البته، مخالفانش براي سياه نمايي عليه اين فاكتورها، اين حركات را نماد پوپوليسم يا مردم فريبي معرفي مي كنند، در واقع تيم مهندس ميرحسين موسوي يك سرش به سازمان مجاهدين و سر ديگرش به جبهه مشاركت پيوند خورده است كه اقدامات همين دو تشكل بود كه مردم را از قطار اصلاحات پايين انداخت.
3.نكته ديگري كه شنيده ها مبني بر لغو مناظره بين موسوي و احمدي نژاد، به كوشش حاميان موسوي و شخص وي را تقويت مي كند، عدم توجه موسوي به مسايل كلان كشور است، در حالي كه احمدي نژاد 4 سال پي در پي پيگير برنامه هسته اي در سطوح عالي بوده است، موسوي هيچ اشاره اي به اين مسايل نمي كند، توجه به مسايل خردي كه هيجانات عده اي جوانان را برانگيزد شيوه ي صحيحي براي تبليغات نمي باشد، طرح مسايلي همچون جمع آوري گشت ارشاد و پيش كشيدن بحث سيب زميني و پرتغال و گوجه فرنگي در صورتي كه دروغ بودن اين موضوعات مشخص شده است نمي تواند مواردي باشد كه بتوان با استفاده از آن كشوري به اهميت ايران را اداره كرد.
مطمنا همگان حتي حاميان احمدي نژاد خواهان ارايه برنامه هاي موسوي در فضايي سالم مي باشند كه مناظره با احمدي نژاد مي تواند چنين فضايي را فراهم آورد، آقاي موسوي كه از اين گلايه مند بودند كه در طول اين سالها صدا و سيما تصويري از ايشان پخش نكرده (هرچند كه اولا ايشان كار خاصي انجام نداده بود كه تصويرشان پخش شود و ثانيا 16 سال دولت دست طيف ايشان بوده است و اگر تقصيري هست به گردن آن دولتها مي باشد) 13خرداد ماه مي توانند از اين فرصت استفاه كنند و براي ميليونها نفر از مردم ايران و حتي ايرانيان خارج از كشور مواضع، برنامه ها و انتقادات خود را مطرح كنند نه مانند كودكاني كه از ترس گوشمالي شدن از دور فحش داده و فرار مي كنند.
اين شنيده ها در حالي مطرح شده است كه احمدي نژاد پس از ضبط برنامه خود در شبكه يك سيما در پاسخ به خبرنگاري گفته بود اين بحث مناظره ها كار بسيار خوب و پسنديده اي است كه صدا و سيما انجام داده است.
به هر ترتيب حتي اگر شنيده ها مبني بر لغو مناظره موسوي و احمدي نژاد صحت نداشته باشد (هرچند كه اين شنيده ها موثق است) صحيح نيست كه آقاي موسوي در تريبون تلوزيوني، يك طرفه شبهاتي را تنها براي بازگرداندن افكار عمومي از دولت نهم مطرح كنند، در حالي كه فرصتي براي پاسخگويي دولت در همان زمان نيست، از اينرو بهتر است آقاي موسوي به دور از ايجاد فضايي غبار آلود و با تاكيد بر همان اخلاق محوري و صداقتي كه ايشان نداي آنرا سر داده ولي به آن عمل نمي كنند، برنامه هاي خود را ارائه دادند و انتقادات خود را مطرح كنند و تحمل شنيدن پاسخ آنرا نيز داشته باشند.

