دست رنج آقای قالیباف یا به قول خودش رضاخان اسلامی این است که در زیر مشاهده می کنید، کسی که فقط به فکر سیاسی کاری است و نمی داند دوران استبداد با همان رضاخان به گور رفت و شاید یادش رفت که شما را هم با خود ببرد.
قالیباف کسی که ادعای تکنوکراسی را در همه سخنرانی های خود در بوق و کرنا می کند حتی نمی تواند معابر و خیابانها را به هنگام یک بارندگی ساده کنترل کند و مردم با زن بچه باید از اقیانوس خیابان تهران عبور کنند بعد معاونین آقای قالیباف می گویند تنها چند مکان آبگیر وجود دارد البته شاید منظور ایشان این بوده که تنها چند معبر آبگیر وجود ندارد!
آقای قالیباف کمی هم به فکر مردم باشید، نه به فکر پر کردن چشمان مردم، شما نمی توانید با یک خط بی آر تی که مردم از هزینه های آن خبر ندارند شهروندان را راضی کنید خطی که مثل دیوار بین شهر کشیده شده است.
آقای قالیباف بجای هزینه ۷۰ میلیارد تومانی برای یک خط بی آر تی، بجای دعوا با دولت، بجای دستور گرفتن از اربابانتون به فکر مردمی باشید که در محله اتابک بی خانه شده اند و شما به آنها محل نمی گذارید، به فکر آنهایی باشید که خانه هایشان را خراب کردید و پول خانه های جدید را پیش پیش گرفتید ولی خانه ای برایشان نساختید.
بجای اینکه همه کارها را به پیمانکاری ها بسپارید و دائما پول بیت المال را خرج کنید، کمی هم کار کنید، البته کاشف به عمل آمده که از کار با صهیونیستها هم خیلی راضی هستید مثلا پیمانکار فرانسوی و یهودی الاصل پروژه های منطقه پنج خلاصه یارب مدار که گدا معتبر شود...


هاشمی رفسنجانی چند روز قبل در گفتگو با روزنامه جمهوری اسلامی، اظهار داشت که با توجه به مواضع رهبری انتقادات خود از دولت را مطرح نمی کند. این در حالی است که با جستجویی کوتاه، می توان گزاره مطرح شده از سوی هاشمی را با یک تبصره پذیرفت: اینها انتقاد نیست، تخریب است.

رفسنجانی 28 آذر 86 در جمع دانشجويان و استادان دانشگاه آزاد خرمآباد در انتقاد از مبارزه دولت با مفاسد اقتصادی بیان داشت: «برخي گروهها همواره مواردي از جمله بحث مفسدان اقتصادي را در روزنامهها در بوق و كرنا ميكنند قصد جلب افكار عمومي را دارند؛ ولي ما به دنبال حفظ آرامش و جلوگيري از صدمه وارد شدن به انقلاب هستيم.»
انتقاد هاشمی از عملکرد دولت در حوزه خصوصی سازی در همایش "نظارت بر اجرای سیاست های کلی اصل 44"، 2 تیر 1378، نمونه دیگری از این موارد است. وی در این همایش که به سیاستهای کلی اصل 44 اختصاص داشت، پا از این نیز فراتر گذاشت و به سیاست های کلی دولت در حوزه اقتصاد پرداخت. او از قطعی برق و کمبود آب و خشکسالی زبان به انتقاد گشوده و خدمات دولت در این عرصه ها را زیر سؤال برد.
بیان اینکه "پس از سالها ذخيره، روزي، 4 ساعت خاموشي به تهران ميدهيم، هر سال 10 درصد به مصرف ما در گاز و برق اضافه ميشود، اگر سرمايهگذاري در اين زمينه نشود، اين كار خطرناكي است." چیزی جز انتقاد به دولت نمی توان از آن برداشت کرد.
یکی دیگر از مواردی که هیچ شباهتی به انتقاد ندارد و تنها می توان نام تخریب را بر روی آن گذاشت زیر سؤال بردن خدمات دولت به مناطق محروم، و گذاشتن نام "گداپروری" بر روی این خدمات توسط آقای رفسنجانی است به گونه ای که واکنش های بسیاری را در بین مردم و مسئولان گذاشت.
هاشمي که در افتتاح دومين همايش "سمپوزيوم بينالمللي ايران 1404" سخن می گفت در خصوص عدالت اجتماعي گفت: "عدالت اجتماعی با شعارهاي پرزرق و برق به دست نميآيد، عدالت تقسيم فقر در جامعه نيست بلکه عدالت توزيع مناسب امکانات بين اقشار مختلف است." وی اعمال نظر دولت در زمینه عدالت اجتماعی را "درجا زدن و شعار دادن نامید" و گفت این کارها آينده را تأمين نميکند و بايد با کار کارشناسي و استفاده بهينه از منابع و نيروهاي انساني، به فکر پيشرفت و توسعه کشور بود.
در حالی که دولت نهم به اجرای عدالت اجتماعی شهره است هاشمی دولت را در اجراي برنامه ها، دگم و متحجر نامیده بود.
سخنرانی هاشمی رفسنجانی علیه دولت در جمع فعالان اقتصادي خراسان رضوي در اتاق بازرگاني اين استان در مرداد ماه امسال و بیان اینکه ما در اين 3 ساله با قوه مجريه مدارا کرديم، نمونه آشکار زاویه هاشمی رفسنجانی با دولت نهم است.
این انتقادات و تخریبها به دولت به شخص آقای رفسنجانی محدود نمانده و اطرافیان و اقوام ایشان نیز در مواردی خدمات دولت را زیر سؤال برده و با تشبیهاتی توهین آمیز احمدی نژاد را با بنی صدر مقایسه کردند.
اظهارات محمد هاشمی رفسنجانی در مجله توقیف شده شهروند امروز از جمله اینکه "دولت نهم قصد دارد با مطرح کردن بحث اسراییل تندروی های گذشته خود را جبران کند" ، "دولت نهم به بزرگان انقلاب اهانت کرده است" ، " دولت احمدی نژاد هیچ کار اقتصادی و زیر بنایی انجام نداده است" ، " دولت احمدی نژاد زمانی که وا می ماند دم از مافیا می زند" ، "احمدی نژاد هم مثل بنی صدر 3 سال است، می خواهد افشا کند" ، "در دولت نهم تابستانها برق نداریم و زمستانها گاز نداریم" ، "احمدی نژاد عزت ملی و ملت را لگد مال کرده" ، "احمدی از پول بیت المال برای خود رأی جمع کرده و سازمان رإی درست کرده است" ، "طرح تحول اقتصادی توهین به مردم است" و بسیاری از موارد دیگر تنها گوشه ای از انتقادات و تخریبها علیه دولتی است که به گفته مقام معظم رهبری احیاگر ارزشهای امام و آرمانهای انقلاب است.
یا مقاومت های دانشگاه آزاد در برابر دولت و در برابر شورای عالی انقلاب فرهنگی به ریاست محمود احمدی نژاد برای جلوگیری از اصلاح اساسنامه دانشگاه آزاد علیرغم تأکیدات رهبری، گویای این است که آقای هاشمی نه تنها انتقادات خود بر دولت را مطرح ساخته بلکه در مواردی به تخریب دولت پرداخته است. از این رو، بیان این مطلب که در 3،5 که از عمر دولت گذشته، هیچ انتقادی از سوی آقای رفسنجانی به دولت صورت نگرفته، ظلم در حق دولت نهم است.
همین مطلب در رجانیوز
سایت آفتاب نیوز(متعلق به حسن روحانی که جاسوسانی چون موسویان از دوستان شفیق ایشان است) که البته اصلاح طلب می باشد و اصلاح طلبان همواره ادعای آزادی بیان و افکار و از این حرفها دارند توی قسمت فرهنگ و اندیشه خودش به سریال یوسف پیامبر ایراد گرفته و گفته که سلحشور باید اعلام برائت کند(اصل مطلب را از اینجا بخوانید و این را هم بخوانید)

لذا پیرو این مطلب توجه شما را به چند نکته زیر جلب می کنم:
*لطفا کارگردانانی که قصد ساختن فیلم از هم اکنون را دارند با رئیس جمهور ۵ سال بعد هماهنگ کنند که یک وقت نقش اول فیلمشون با اون رییس جمهور تشابه اخلاقی، رفتاری، مدیریتی و سایر موارد نداشته باشد، چون کار فیلم برداری یوسف پیامبر سال ۸۴ تمام شد البته به قول یکی از کسانی که برای این مطلب نظر داده شاید خاتمی دستور ساخت این فیلم را داده بوده و قصد داشته رفتار خودش را اصلاح کند.
*یادمون باشد که به گفته عزیز باهوشی که این مطلب را نوشته سینما سینماست نه سیاست البته با این تبصره که این موضوع برای اصلاح طلبان صدق نمی کند چون همه چیز اونها سیاسی است، از فرهنگ و اقتصاد و همه چیز گرفته تا فیلم و سریال( در توضیح این مطلب باید گفت گویا عمه خواجه حافظ شیراز بود که دستور ساختن فیلمهای فاسد را می داد)
*از این به بعد هر کسی رنگ و بوی احمدی نژاد داشته باشد دیگر رنگ و بوی دینی ندارد چون در مطلب آمده سریال در چند قسمت گذشته دیگر رنگ و بوی تاریخ نبوت ندارد (چرا که این عزیزان سالهای سال برای ارزشهای دینی زحمت فراوان کشیده اند انشاءالله اجری در خور توجه نصیبشان گردد)
*«به نظر نمیرسد چنین جوازی برای استفاده از سینما یا تلویزیون در جامعهای دیندار صادر شود که امروز شیوههای مدیریت گندم یا خشکسالی به صورت سنتی در یک سرزمین غیرالهی شبیهسازی گردد تا مردم ایران از آن عبرت بگیرند. چرا که در غیر این صورت این ابتدای چالش و مقابلههای فکری با ابزار رسانه خواهد بود و قاعدتا عدهای هم که احیاناً مخالف چنین تفکر مدیریتی باشند درصدد ساختن فیلمی دیگر در مقابل چنین کاری خواهند بود.» --------- این قسمتی از این مطلب است با توجه به این چند هزار سال پیش یوزارسیف باید از روشهای آبیاری نوین و استفاد از تراکتور و کمباین و در نهایت سیلوهای مدرن با تنظیم دمای خودکار را مورد توجه قرار می داد و از این ابراز استفاده می کرد یا اینکه امروز احمدی نژاد می بایست از سیلوهای کاهگلی با حراست شخص هورمهب استفاده کند.
*در ادامه مطلب به این انتقاد شده که چرا مردم با دیدن شخصیت یوزارسیف به یاد احمدی نژاد می افتند و اینکه چرا آقا فرج گفته« اگر با دیدن این مجموعه، برداشت از یک مدیر الهی مذهبی در ذهن مخاطب ایجاد میشود که میتوان به دولت نسبت داد، جای خوشحالی دارد.» لذا از عموم هموطنان عزیز درخواست داریم بدون هماهنگی قبلی با سایت آفتاب نیوز در طلوع افکارشان عجله نکنند.

پس از ذکر این نکات توجه شما را به قسمتهایی از این مطلب طنز جلب می نمایم:
*چرا حدود سه قسمت از این سریال صرفاً به نحوه کنترل تولید و انبارکردن گندم پرداخته شده است؟
*مثلا یوسف (ع) همواره میکوشد بدون هیچ پرده پوشی، حرفهایش را مستقیماً با مردم در میان بگذارد... همنشینان و دوستان «یوزارسیف»، محرومان و مستضعفان هستند و ساکنان مقر حکومت، از این کار یوزارسیف خوششان نمیآید و... حالا تصور کنیم این برداشت از کجای سریال ناشی میشود؟
*مثلا {یوزارسیف} مدام از دور به جامعه و مردم دست تکان میدهد، حالت نظارتی و حکومتی بیشتری به خود گرفته و اصلا برای این که در جمع مردم عادی بنشیند و با مردم سخن بگوید حالت غیرعادی و پیشفرض قائل شده است.
*در یکی از سکانسها وقتی یوزارسیف در جمع خانواده ای کشاورز ظاهر میشود، آنها او را نمیشناسند و با او مشغول صحبت میشوند و زمانی که پیامبر از جمع آنها خارج میشود، نوعی سوال در روایت فیلم به وجود میآید که این کدام مسئول حکومتی است که با کشاورزان همصحبت و همغذا میشود و یوزارسیف در سوال نهایی آنها خود را با لبخندی معرفی میکند!
*چرا نشستن یوسف بر سر سفره فقرا برای عدهای تعجبآور شده که آن را مورد تاکید قرار میدهند؟
*ما چه لوکیشنی را در تلویزیون آفریدهایم که برداشتهای خاص بعد از دیدن 20-30 قسمت آغاز میشود و اینگونه میشود که شخصیت انبیاء با انسانهای امروزی مقایسه شوند. (خوانندگان عزیز توجه کنند که از این به بعد الگوهای خود را از نشانه ها و افراد شیطانی بگیرند تا مبادا شخصیت آنها با انبیاء مقایسه شود مثلا اگر کسی دروغگو نبود خودش را با جعفر کذاب مقایسه کند)

