
امروز برای کاری به مجتمع قضایی شهید محلاتی رفته بودم . برخی از دوستانم هم در آنجا شاغل هستند مشغول کاری بودیم که آقایی به دوست بنده مراجعه کردند و برای ضمانت فیش حقوقی خودشو باید می داد خلاصه فیش حقوقی این آقا را که دوست ما دید یه لحظه چشماش چهارتا شد علت رو که ازش جویا شدم فیش حقوقی را نشانم داد مبلغ این فیش ۱۲۰۰۰۰۰ هزار تومان بود . این فیش حقوقی آبدارچی شهرداری منطقه ۱۴ تهران بود که ۳۰۰۰۰۰ تومان هم اضافه کاری خورده بود .خلاصه از آن بنده خدا(همان آبدارچیه) که پرسیدیم این قیمت درسته یا خیر اونو تایید کرد.ازش پرسیدیم سواد هم داری که گفت نه...

تا اینجای قضیه شاید تعجب نداشت ولی ادامه ماجرا واقعا تعجب آوره از اون بنده خدا آبدارچیه پرسیدیم حقوق شما که اینقدره حقوق شهرداره منطقه ۱۴ چقدره و اونم خیلی راحت جواب داد حدود چهارو نیم میلیون تومان بله درسته چهار میلیون و پانصد هزار تومان ....
دیگه اینجا رو که شنیدیم واقعا تعجب کردیم که چرا شهردار یک منطقه باید همچین مبلغی بگیره و بقیه داستان که خودتون بهتر میدونید...
راستی اگه حقوق شهردار یک منطقه اینقدر باشه حقوق شهردار تهران چقدره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
و با این حقوق آیا نظام هماهنگی پرداخت اجرا میشه؟؟؟
تا کی باید از آقای شهردار بشنویم که دولت بودجه کمی به شهرداری اختصاص میده و از اونطرف چشممون به این حقوقهای بالا باشه؟؟؟
و آیا درسته فردی که چنین حقوقی دریافت میکنه عملکرد ضعیفی داشته باشه؟؟؟
آیا درسته پولهایی که به شهرداری میاد باهاش فرهنگسرای پایداری ساخته بشه و در آن آموزش رقص داده بشه؟؟؟
آیا درسته با همین پولها سنگفرشهای سالم شهرک غرب را بکنند و به جاش از نو سنگفرش کنند؟؟؟
چرا آقای شهردار این پولها رو هزینه میکنه ولی حاضر نمیشه مونوریل بسازه ؟
-چون نمیخواد به حرف کسی گوش بده که در انتخابات ریاست جمهوری ازش شکست خورده...
-چون میخواد از مسائل فنی بهره برداریه سیاسی کنه؟؟؟
نمونه این شهردارها رو در گذشته هم داشتیم که هم خوردند و هم بردند و هم مجازاتی صوری شدند و بعد آزاد شدند.
چرا بعضی ها پس از آن همه رانت خواری و فساد مالی آزاد شدند؟؟؟

تا اینجا بحث ما با یک تیر دو نشان زدیم هم کنایه ای به شهرداری و شهردار و هم به قوه قضائیه ولی موضوع قوه قضائیه باعث میشه ما با همون یک تیر نشان سوم را هم بزنیم و بگوییم که افرادی پشت قوه قضائیه هستند که عروسک گردانی می کنند و باعث فساد و حامی فاسد می شوند.
القصه اینکه آقای شهردار و رئیس قوه قضائیه و حامیانشان بدونند که :
هم رونق جهان شما نيز بگذرد
هم مرگ بر جهان شما نيز بگذرد
وين بوم محنت از پي آن تا كند خراب
بر دولت آشيان شما نيز بگذرد
بالاخره انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی برگزار شد و از دید مردم بهترین ها از بین کاندیداها تمیز داده شدند. پس از جنجالهای زیادی که از سوی جریان دوم خرداد به راه افتاد ۲۴ اسفند ۱۳۸۶ نیمی از نتایج انتخابات رقم خورد و اصولگرایان بنا بر وحدتی که حفظ کردند به این پیروزی رسیدند. البته انتخابات به دور دوم کشیده شد ولی جالب توجه است که ۲۹ نفر اول برگزیدگان از اصولگرایان هستند.
برای همین می توان حق را به اصلاح طلبان داد زیرا آنها از انتخاب مردم آگاه بودند و برای جلوگیری از آبرویی که چهار سال پیش بر ریخته شد دست پیش را گرفتند که پس نیافتند. پیش از انتخابات هر حرکتی که بگوییم از این جریان دیده شد از تحریم انتخابات تا ناظران بین المللی و فرمایشی بودن انتخابات و هزاران هزار نکته که به کار نیامد و بالاخره طبل تو خالی آنها رو شد و از میان این سر و صدا ها افرادی بیرون آمدند که مورد وثوق ملت بودند.
البته دست و پا زدن دوم خردادی های افراطی در باتلاقی خود که ساختند ادامه دارد ولی چه فایده که این دست و پا زدن آنها بیشتر فرو رفتن در باتلاق است.
اصلاح طلبان اگر می خواهند اعتماد مردم را دوباره کسب کنند بهترین راه کار اصلاح خودشان است ولی انگار این صداهای دلسوزانه به گوش آنها نمی رسد و نمی خواهند بفهمند که مردم افرادی را که وطن فروش باشند نمی خواهند.نمونه های آن دیگر گفتن ندارد ولی آخرین مورد آن فرار پیر موذن نماینده مجلس هفتم به آمریکا بود. مطمئنا مردم پس از مشاهده چنین رفتارهایی از اصلاح طلبان نسبت به آنها بی اعتماد می شوند. بالاخره پس از تحصن در مجلس-عبور از حاکمیت-توهین به ائمه معصوم بالاخص حضرت اباعبدالله الحسین و پدر بزرگوارش-توهین به امام راحل و مقام معظم رهبری همچنین زیر سوال بردن شعور سیاسی ملت ایران و ... این اعتماد صلب شد و نتیجه آن شد که جریان اصلاح طلبی از قدرت به دور ماند.
ملت ایران دارای شعور سیاسی بالایی هستند که به انحرافات مسئولان آگاهند زیرا اگر چنین نبود اصلاح طلبان بودند بودند و دست از قدرت نمی شستند.

امروز که جریان اصولگرایی بر کار آمده باید توجه کنند که دچار انحرافاتی که اصلاح طلبان شدند نشوند و به راهی که آنها قدم نهادند پا مگذارند. چناچه منادیان خط امامی بودند آنهایی که به شخص امام توهین کردند. هرچند اصولگرایان کارنامه و عملکرد خود را در چند سال اخیر نشان داده اند و به لطف خدا همیشه پایبند به نظام و انقلاب و امام و آرمانهای اسلام بودند ولی توجه به این امر که از انحرافات جلوگیری کنند و وارد سیاسی بازی های روزمره نشوند از اساس حکومتداری و قانونگذاری است و امیدواریم که باز هم مثل گذشته ملت ایران در پناه حضرت حق سربلند و سرفراز بماند.
.jpg)
مطالب زیر بخش هايي از گفت وگوي محمدرضا خاتمي و سفير آلمان در ديدار محرمانه با يكديگر است و همانگونه كه ملاحظه مي شود در اين ديدارمحمدرضا خاتمي در نقش يك گزارشگر مسائل داخلي ظاهر مي شود و سفير آلمان به عنوان نماينده يكي از كشورهاي 1+5 نقش گزارش گيرنده و گاه نيز توصيه كننده را برعهده دارد.انتظار آن بود كه محمدرضا خاتمي اولا؛ ديدار با سفير يك كشور خارجي را به صورت علني انجام دهد.ثانيا؛ سفير يك كشور اروپايي متخاصم با جمهوري اسلامي ايران را در زمينه زورگويي ها و قانون شكني هاي آمريكا و متحدان اروپائيش به چالش بكشد، ثالثا؛ نزد سفير يك كشور اروپايي همپيمان با آمريكا و اسرائيل، سفره دل خويش و دوستان مدعي اصلاحات خود را باز نكند- اظهارات غيرواقعي كه جاي خود دارد- و رابعا؛ موضوع مذاكرات و اظهارات رد و بدل شده را بلافاصله در اختيار افكار عمومي قرار دهد كه متاسفانه عضو مركزيت حزب مشاركت و دبيركل سابق اين حزب نه فقط هيچيك از اين اصول تعريف شده و ضروري را رعايت نكرده است بلكه... تنها «حرف حساب»! در اين ديدار آن است كه حمايت پي درپي آمريكا و متحدان اروپايي آن از مدعيان اصلاحات «بي حساب» نيست.
«محمدرضا خاتمي: اين هزار نفر كه تائيد شده اند عمدتا افراد عادي هستند كه شناخته شده و تاثيرگذار نيستند و گروهي از اصلاح طلبان كه تائيد صلاحيت شده اند كساني هستند كه در صورت حضور در مجلس به اصلاح طلبان ضربه بيشتري مي زنند. (اشاره به جناح كروبي)
آنها با اين رفتار تلاش كردند بين جبهه يكپارچه اصلاح طلبان تفرقه ايجاد كنند و تا حدودي موفق شدند.
... آقاي كروبي احتمالا برخي از محافظه كاران (اصولگرايان) منتقد دولت را هم در ليست مي گذارند چون ايشان براي رياست جمهوري بعدي برنامه دارد... البته احمدي نژاد يك برگ برنده در انتخابات رياست جمهوري آينده دارد و آن پيروزي در پرونده هسته اي است كه در برابر غرب ايستاد و اين در نظرسنجي ها كاملا مشخص است.
سفير آلمان: كشورهاي غربي نيز به همين نتيجه رسيده اند كه اين فشارها كه در پرونده هسته اي وارد شده به نفع احمدي نژاد بوده و در حال حاضر مي خواهند اين فشارها را كاهش بدهند.
محمدرضا خاتمي: اصلاح طلبان با لايه اي از محافظه كاران ]اصولگرايان[ ارتباط برقرار كرده اند و همكاري هاي موثري داشته اند و زمينه همكاري بهتر در آينده فراهم شده است.
سفير آلمان: چرا اصلاح طلبان در روستاها و شهرهاي كوچك كانديدا معرفي نمي كنند؟
محمدرضا خاتمي: در شهرهاي كوچك و روستاها، نگاه ها منطقه اي و طايفه اي است و شناخته شده بودن و نفوذ داشتن كانديدا از حمايت حزبي موثرتر است. البته در شهرهاي كوچك هم كانديدا معرفي كرده ايم ولي شناخته بودن از حمايت حزبي موثرتر است.
سفير آلمان: به نظر من آقاي خاتمي قبلا خسته تر بود و كمتر فعاليت سياسي مي كرد اما در حال حاضر فعال تر شده است. ايشان در حال حاضر نقش مهمي را بازي مي كنند آيا تمايلي به كانديداتوري رياست جمهوري دارند؟
محمدرضا خاتمي: كار اساسي ايشان رهبري جريان اصلاح طلبي است اما درباره رياست جمهوري خود ايشان به دلايل مختلف مخالف هستند ولي اصلاح طلبان و حتي محافظه كاران به ايشان فشار مي آورند كه كانديدا شود... درباره مسئله هسته اي چه اتفاقي مي افتد؟
سفير آلمان: قطعنامه سوم حتما صادر مي شود در ماه آينده و اين تصميم 5 دولت به علاوه آلمان است. مفاد قطعنامه مهم نيست، صدور آن مهم است.
محمدرضا خاتمي: آيا ارسال سوخت توسط روس ها به ايران با هماهنگي دولت هاي ديگر بود؟
سفير آلمان: ارسال سوخت توسط روس ها بدون هماهنگي با ديگر دولت ها صورت گرفته بود. اما تحويل سوخت به معناي راه اندازي نيروگاه بوشهر نيست.»

شاخه جوانان و دانشجويان حزب مشاركت با همكاري كميسيون حقوق بشر اين حزب، مراسمي را با عنوان «صلح براي دموكراسي» در سالگرد ترور سعيد حجاريان عضو شوراي مركزي حزب مشاركت برگزار كرد.
حدود 40 نفر از دانشجويان دختر و پسر انگليسي و دانماركي نيز در اين مراسم حضور داشتند كه گفته ميشود براي بررسي عملكرد احزاب در ايران، نحوه برگزاري انتخابات و نقش احزاب در انتخابات در ايران به سر ميبرند و پس از ايران نيز ادامه تحقيقات خود را در سوريه و لبنان دنبال خواهند كرد.
علاوه بر ميهمانان خارجي، محسن آرمين، احمد زيدآبادي، محمدعلي ابطحي، اردشير امير ارجمند، حميد رضا جلالي پور، سعيد حجاريان، منيژه حكمت، هادي خانيكي، مصطفي معين، عليرضا رجايي، عبدالله رمضانزاده، احمدزيدآبادي، عزت الله سحابي، عيسي سحرخيز، هادي سمتي، اعظم طالقاني، عباس عبدي، عليرضا علوي تبار، رضا عليجاني، نرگس كريمي، محسن كديور، مصطفي درايتي، محمد ملكيان، لطف الله ميثمي، بهزاد نبوي و عبدالله نوري نيز در اين مراسم حضور داشتند كه برخي از آنها به ايراد سخنراني پرداختند.
همچنين در اين مراسمي فيلمي با عنوان «اينجا دموكراسي حاكم است» پخش شد كه طي اين فيلم به طرز نامطلوبي آگاهيهاي سياسي مردم و دانشجويان به سخره گرفته شده بود به نحوي كه برخي از دانشجويان حاضر در اين فيلم دموكراسي را ديكتاتوري معرفي كرده و برخي ديگر آن را جزو نادانستههايي عنوان ميكردند كه قرار است توسط دانشمندان كشف شود.

خبر کوتاه بود: بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران حق برگزار کردن برنامه "پشت شرده اصلاحات" با حضور حجت السلام و المسلمین روح الله حسینیان را ندارد و علیرغم کسب مجوز قبلی مجوز برگزاری این برنامه لغو گردید.
متاسفانه با آنکه بیش از ۲ سال از روی کار آمدن جریان اصولگرایی در امور اجرایی کشور می گذرد هم چنانتعداد پرشماری از مدیران وابسته به طیف فکری جریان دوم خرداد که طی هشت سال حاکمیت خویش در بدنه های مدیریتی کشور نفوذ کرده و ریشه دوانیده اند علیرغم خواست دانشجویان نقش موثری در تصمیم گیری های حساس داشته و با مدیریت پنهان خویش نقش تاثیر گذاری را از خود به جای گذارده اند.
اما واضح ترین و آشکارترین نمونه فوق لغو مجوز همایش پشت پرده اصلاحات می باشد. همانطور که از نام این برنامه بر می آمد بنا بود تا در این برنامه مطالبی عنوان و مطرح گردد که بی شک هیچگاه باب میل آنان نبود و با افشای برخی حقایق رسوایی های مضاعفی را برای این طیف فکری به همراه می آورد اما علیرغم کسب مجوز قبلی توسط بسیج دانشجویی برای برگزاری این همایش در آخرین فرصتها ی باقی ملنده تا برگزاری این برنامه و با فشارهای فراوان بر برگزار کنندگان آن در نهایت بدون ارائه توضیح و دلیل مناسب و قانع کننده ای اعلام گشت که برگزاری چنین همایش در حیطه اختیارات بسیج دانشجویی نیست و این برنامه تحت هیچ شرایطی نباید برگزار گردد .این رفتار از سوی کسانی که زمانی شعارشان "زنده باد مخالف من " بود چندان هم غریب و بعید نیست .
هم چنین گفتی است عده ای از پیاده نظام های افراد خاطی که در ظاهر نیز نام دانشجو را با خود یدک می کشند در اقدامی از قبل هماهنگ شده قصد برهم ریزی و ایجاد تشنج در برنامه مذکور را داشته اند و بنابر اخبار واصله حتی در این میان جان بسیاری از دانشجویان نیز از سوی این افراد تهدید می گشته است همانها که شعار دموکراسی خواهی سر می دهند اما هیچگاه تاب شنیدن سخن مخالف را حتی در فضای آکادمیک دانشگاهی نیز ندارند.

امروز دوشنبه ۲۰/۱۲/۱۳۸۶ روزنامه کارگزاران در مطلبی نوشته بود که جمع کثیری از بازیگران و هنرمندان با امضای بیانیه ای از لیست ائتلاف اصلاح طلبان حمایت کرده اند. پس از اون لیست کثیری از نامهای بازیگران سینما و تلوزیون را آورده بود اما چه بد که دست دروغگو زود رو میشه چرا که همون بازیگرانی که این روزنامه اسامی آنمها را ذکر کرده این خبر رو تکذیب کردند آخه گدایی تا کی وقتی مردم به اصلاح طلبان اقبالی ندارند چرا به زور دروغ می خواهید رای جمع آوری کنید اصلاح طلبان با این کارشان در پی اثبات چند چیز هستند:
۱- اینکه دروغگویان ماهری هستند و هشت سال همینگونه بر مردم حاکم بودند.
۲-اینکه مردم ایران از فهم سیاسی پایینی برخوردارند چرا که می توان با این دروغ بافی ها رای آنها را خرید.
۳-اینکه مردم آنها را به عنوان نماینده های خودشان قبول ندارند.
۴-و اینکه ماهیت خود را نشان دهند.
حال با توجه با این مصادیق متوجه می شویم که دروغ گفتن برای دوم خردادی ها سهل و جمع آوری رأی برایشان سخت است.
مردم ایران در طول تاریخ همیشه با فهم سیاسی که داشتنه اند انتخاب کرده اند نه با این تبلیغات دروغ دوم خردادی ها
مردم روزی که دوم خرداد را برگزیدند اعتماد کردند که دست به چنین کاری زدند و روزی که از انتخاب اصلاح طلبان سر باز زدند بخاطر بی اعتمادی شان نسبت به اصلاح طلبان بود. به خاطر همین دروغ بافی های اصلاح طلبان اعتماد مردم صلب شد.
برای آگاهی شما بازدید کننده عزیز باید بگویم که برزو ارجمند، محبوبه رياستي، شهرزاد عبدالمجيد، ستاره اسكندري، لاله اسكندري، بهناز جعفري، بهاره رهنما ، بهنوش بختياري ،بيژن ميرباقري، بيژن زارع، جهانگير كوثري، رسول صدر عاملي، كاوه سماك باشي، محمد يعقوبي، پانتهآبهرام، ساعد هدايتي، الهام حميدي، حامد بهداد، سعيد پيردوست، بيژن ميرباقري، شقايق دهقان، آرام جعفري، لادن طباطبايي، حسن جوهرچي، فرزانه كابلي، هادي مرزبان، عباس رافعي، اليزابت اميني و مسعود اطيابي امضاي اين بيانيه را تكذيب كردند. و اسامي ديگري از هنرمندان كه از اين بيانيه ابراز بياطلاعي و آن را تكذيب كردهاند در راه است.

وقتی می خواهیم وارد بلاگفا شویم با چهره ای و متنی روبرو می شویم که جای تاسف دارد
سعید اوطالب...منتقد دولت...فیلم ساز منتقد دولت
بعضی وقتها برای یه رای باید تن به چه کارهایی داد و چه گدایی های سیاسی کرد.متاسفانه این آقا گذشته خودشو فراموش کرده .
اولا انتقادهای بی جا و بی مورد از یک دولت اصولگرای معتقد به امام و انقلاب و نظام که تمام هدفش خدمت به این نظام است نه تنها افتخار نیست بلکه لکه ننگی بر کارنامه کاری اون شخصه...
دوما هر کس نداند ما می دانیم که این آقا برای مطرح کردن خودش انتقاد می کند چون انتقاد از یک منطقی بلند میشود ولی این منطق در انتقادهای ابوطالب دیده نمی شود
گویا آقای ابوطالب در پی سهمی که احمدی نژاد به او نداد انتقاد می کند مثل همه کسانی که با این ایده که در دولت احمدی نژاد جایی نصیبشان شود وارد شدند ولی پس از فهم ماجرا دست به قهر سیاسی زدند

چه بسیار کسانی که سالها در جبهه ها جنگیدند و رشادت به خرج دادند و لب از لب باز نکردند که ما هم سهمی از این مملکت داریم ولی این آقا چند روز به اسارت آمریکایی ها در آمد و امروز ادعای ریاست دارد جالبتر اینجاست که سهیل کریمی هم مثل این آقا دستیگر شد ولی این کجا و آن کجا سهیل کریمی به آرمانها باقی ماند و ابوطالب بوی قدرت گرفت.
آقای ابوطالب شما اگر ادعای ولایت پذیری دارید بهتره که یه جوره دیگر گدایی رای کنید نه با تخریب که یکی از پیام های آقا هم همین بود که دست به تخریب نزنید.
کاش ابوطالب می فهمید که چگونه سر زبانها افتاد و به کجا یا شاید به ناکجا کشیده شد.امیدواریم که این آقا قبل از اینکه جذب نیروهای مخالف دولت بشه خودشو دریابد و به اصل خودش باز گردد . امیدواریم که این بیت در خصوص آقای ابوطالب هم صدق کند و روزگار خودش را به یاد آورد
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش
اگر سخن از نقد و بررسي عملكرد مجموعه اي در گذشته مي شود طبعا مي بايست دستاوردها و آسيب هاي گذشته آن مجموعه با توجه به فرصت هاي از دست رفته و جايگاه اجتماعي كنوني آن، مد نظر قرار بگيرد. اين مهم نه با شعار كه با اعتقاد به لزوم نقد از يك سو و واقع بيني از سوي ديگر محقق مي شود. تا كنون سران اصلاحات بارها و بارها از لزوم اين بازنگري سخن گفته اند. اما به نظر، جمعي كه جز تندرو و افراطي نمي توان لقبشان داد، نه تنها اعتقاد واقعي بدين معنا ندارند، بلكه مي كوشند تا در سايه اي از خودبزرگ بيني، همچنان عملكرد گذشته خويش را تقديس كنند. شايد هم فرار از گناه است كه متهم را به توجيه و حتي افتخار نسبت به گذشته خويش سوق مي دهد.
در فضايي كه چهره هاي اصلاحات از روند گذشته خويش بارها ابراز پشيماني كرده اند و ناكامي ها را متأثر از تندروي هاي افراطيون دانسته اند، عجيب است كه برخي چهره هاي يك جريان افراطي همچنان از دستاوردهاي وطن فروشي هاي خويش مي گويند و از عملكردي دفاع مي كنند كه برگ روشني در آن نيست.
دبير كل مشاركت اخيرا طي سخناني گفته است:«با تمام وجود معتقدم از بزرگترين اقدامات مجلس ششم نامه به رهبري و تحصن نمايندگان و استعفاي دسته جمعي بوده است و همواره از آن دفاع خواهيم كرد!» و جالب اينجاست كه اينان هنوز از همراهي با شخصي سخن مي گويند كه روزي طرح عبور از او را نيز در دستور كار داشتند:«ما بر محوريت آقاي خاتمي تأكيد داريم»
شايد بد نباشد در اين مجال نگاهي هر چند گذرا به نامه شرم آور اينان خطاب به رهبر معظم انقلاب بيندازيم. ببينيم اينان به چه چيز افتخار مي كنند. آيا به راستي آنچه در مجلس ششم طرح شد و در تريبون ها بارها مورد اشاره قرار گرفت و در آن هيچ توجهي به مشكلات مردم نبود، جايي براي دفاع هم دارد؟ آيا همين مشي نبود كه بي اعتمادي مردم را براي اصلاحات به ارمغان آورد؟ در فضايي كه حتي اصلاحاتيان مجلس آينده را از آنِ اهل اعتدال مي دانند، سخن گفتن دوباره از تندروي به كجا خواهد انجاميد؟
در نامه سرگشاده 127 نماينده مجلس ششم چنين مي خوانيم:« آنچه ما را بر آن داشت تا بدين صورت مصدع اوقات شويم حساسيت شرايط، فرصت اندك و بزرگي خطري است كه پيش روي كشور است و با كمال تاسف نجواهاي خيرخواهانه و پيشنهادهاي آرام و مكتوم ما در سال هاي گذشته ره به جايي نبرده است.»
نويسندگان نامه مي كوشيدند تا به لحني دلسوزانه موقعيت ايران را در جامعه جهاني كاملا سياه جلوه دهند و ايران را كشوري منزوي معرفي كنند تا شايد از اين محمل نتيجه مطلوبشان فراهم آيد:« تنها با تسامح مي توان وضعيت ايران را در زمان اشغال در جنگ جهاني دوم و يا پيش از پذيرش قطعنامه 598 با وضع كنوني قابل مقايسه دانست كه در اولي با قطع هرگونه اميد در داخل، عامل خارجي سرنوشت كشور را رقم زد و در برهه دوم اراده و تدبير و دورانديشي حضرت امام خميني(ره) و اتكاي به مردم كشور را نجات داد. اما شايد دوره كنوني از اين لحاظ بي مانند باشد كه شكاف هاي سياسي و اجتماعي با تهديد خارجي و برنامه آشكار دولت ايالات متحده آمريكا(به عنوان قدرتي كه در برابر خود مانعي نمي بيند) براي تغيير نقشه ژئوپولتيك منطقه همزمان شده و نظام ناچار به كنش و واكنش در برابر اين برنامه است.»
از يك سو از خطر آمريكا سخن مي گفتند و اتكاي به مردم را به عنوان راه حل مطرح مي كردند و از سوي ديگر خود مكملي بودند بر پازل جنگ رواني دشمن. آنچنان شرايط كشور را سياه جلوه مي دادند و تهديد را جدي و نارضايتي مردم را كثير كه هر خواننده نامه جز تصويري مخدوش و تيره از نظام نمي يافت و جالب اينجاست كه همين به اصطلاح دلسوزان از ضرورت پشتوانه مردمي مي گفتند و اميد را هجي مي كردند و حال آنكه سراسر مصاحبه ها و حتي متن نامه شان چيزي جز يأس و سرسپردگي را به مخاطب القا نمي كرد.
«...با اين حال و روز كشور فرصت چنداني باقي نمانده است. قالب ملت ناراضي و نااميد، اكثريت نخبگان ساكت يا مهاجر، سرمايه هاي مادي گريزان و نيروهاي خارجي از هر طرف كشور را احاطه كرده اند. با اين وضع براي آينده كشور دو حالت بيش متصور نيست؛ يا ديكتاتوري و استبداد، كه در خوشبينانه ترين حالت فرجامي جز وابستگي و در نهايت فروپاشي يا استحاله ندارد و يا بازگشت به اصول قانون اساسي و تمكين صادقانه به قواعد دموكراتيك.»
از وضعيت اسفبار كشور مي گفتند و مي بافتند. حال آنكه فراموش كرده بودند كه سال هاست بخش عظيمي از مسئوليت ها و كرسي ها را خود و هم كيشانشان در اختيار داشتند. اگر وضعيت در سال 82 آنگونه بود كه مي گفتند، مسئول ايجاد آن چه كسي بود؟ مسبب نارضايتي و نااميدي مردم و... به فرض صحت مدعا، چه كسي بود؟
سرخوشان پيروزي دوم خرداد اين بار مي كوشيدند تا خويش را بر جايگاه قاضي بنشانند. همه معضلات كشور را به رقيب نسبت دهند و چنان وانمود كنند كه گويي آسمان دهن باز كرده است و اينان به يكباره سر از كرسي هاي مسئوليتي كشور در آورده اند! همينان كه امروز هم هر عملكرد رقيب را به صرف رقيب بودن محكوم مي كنند، آن زمان كوشيدند تا با سياه نمايي هر چه بيشتر اهداف شوم خويش را پي بگيرند.
كساني كه اگر كشور را در دست داشتند، از سر ذلت تقديم جهانخوران مي كردند، آن روز دلسوزانه رهبر انقلاب را نصيحت به نوشيدن جام زهر مي كردند! كساني كه آمريكا را فرشته نجات كشور معرفي مي كردند و در خفا مزد از بيگانه مي گرفتند: «اگر جام زهري بايد نوشيد قبل از آنكه ميان نظام و مهمتر از آن، استقلال و تماميت ارضي كشور در مخاطره قرار گيرد، بايد نوشيده شود و بي ترديد اين برخورد خردمندانه و متواضعانه از سوي ملت با همان پاداشي مواجه مي شود كه امام عزيز راحل روبرو شد.»
و چه تاسف بار است افتخار به اين پيشينه! مشكل نه درد مردم بود و نه فراري شدن سرمايه هاي خارجي و نه تهديدات بيگانگان. مي بايست ستون خيمه نظام يعني ولايت فقيه را مي شكستند. همانان كه طرح رفراندومشان با تشويق مايكل لدين بدرقه مي شد. مي بايست رهبري از اختياراتش عدول مي كرد و قانون اساسي هم مطابق اصول دموكراسي غربي و اقتضاعات منافع افراطيون تفسير مي شد:«مفسران قانون اساسي چنان بي پروا به تفسير برخي از اصول قانون اساسي مي پردازند(به عنوان نمونه اختيارات بي حد و حصر براي رهبر) گويي همه شرع و قانون اساسي تنها يك اصل است.»
بايد شوراي نگهبان را هم مي شكستند تا هر بي صلاحيتي راكه خواستند بتوانند در جايگاه نمايندگي مردم و مسئوليت هاي كلان كشور جاي دهند. دقيقا در همين راستا بود كه تلاش كردند تا از مردم و حقوق مردم و رأي مردم پلي بسازند تا با پوشيدن پوستين حمايت از آراء مردم و اصول دموكراسي به منافع خويش دست يازند: «نمي توان براي مردم عراق رفراندوم را تجويز كرد و از تريبون نماز جمعه خواستار انتخابات آزاد در آن كشور شد ولي مردم خودمان را از اين حق مسلم محروم كرد.»
اينان كه انتخابات شوراها را كه به بيان خودشان آزادترين انتخابات بود فراموش كردند و نخواستند "نه" مردم را به دغلبازي بشنوند، وقتي معين رد صلاحيت شد، فغان ها به راه انداختند كه اصول مردم سالاري نقض شد! و چون معين با حكم حكومتي رهبر انقلاب وارد عرصه انتخابات شد، حيران و درمانده شيوه ديگر براي ايراد گرفتن در پيش گرفتند. و امروز دبير كلشان مي گويد:«ما تأييد صلاحيت دكتر معين را در انتخابات رياست جمهوري از نتايج عدم شركت در انتخابات مجلس هفتم ميدانيم چون در آن زمان حاكميت نياز به حضور بالا و مشروعيت انتخابات داشت!»
به راستي مگر معين چقدر رأي آورد؟ اگر اين تعداد رأي دهندگان وارد انتخابات نمي شدند، براي نظام مشكل مشروعيتي ايجاد مي شد؟ چقدر ادعاي كساني كه به اصطلاح خودشان اهل خرد و سياستند مي تواند مضحك و خنده دار باشد و چقدر مستمعان مي بايست نادان و جاهل باشند كه بر اين همه بي منطقي صحه بگذارند؟ اينان كه رهبر انقلاب را هم مقابل خويش مي بينند و در كنار همه رقبايشان در يك كفه ترازو مي گذارند و حاكميت لقب مي دهند، آيا هيچ فكر كرده اند عاقبت تندروي ها چه خواهد بود و قضاوت مردم چگونه؟ آيا وقت آن نيست كه نقد گذشته اصلاحات به معناي واقعي كلمه محقق شود و سران واقعي اصلاحات به دور از مصلحت انديشي هاي بيهوده براي حفظ كشتي به گل نشسته اصلاح طلبان هم كه شده، حساب خويش را از تندروها جدا كنند؟

امروز فلسطین را می بینی؟
به یاد داریم که روزی فریاد می زدیم و این شعار از دل بر می آوردیم که راه آزادی قدس از کربلا می گذرد و روزی رسید که کربلا آزاد شد چون از دل بر آمد بر دل نشست و تحقق یافت.

قسمت اول شعارمان تحقق یافت ...
قسمت دوم شعارمان نزدیک است که به ثمر بشیند. و بد به حال کسانی که به قول رئیس جمهور محترم کشورمان روزی به پای میز محاکمه کشیده خواهند شد آنهم نه فقط در این عالم که در محضر خدا چون عالم محضر خداستو در محضر خدا معصیت کردند محاکمه خواهند شد.مگر می شود فریاد کودکان بی گناه ثمر نبخشد و ناله های مادران داغ دیده دامان این جنایتکاران را نگیرد؟؟؟...
امروز این جنایتکاران علنا اضهار میکنند که از عمل خود پشیمان نیستند و چه بد که به گناه خود افتخار کنی. روزی که موعود فرا رسد نزدیک و روزی که ناله های عذابتان را بشنویم دور نیست.
بکشید و خون بریزید که این خونها ریشه اسلام را قدرت بخشیده و خواهد بخشید... مگر بوده در تاریخ که ظالمی بماند و خار نباشد اگر بوده پس فرعون و فرعونیان و نمرود و یزید و معاویه و شمر و هیتلر و صدام و ... چیست؟؟؟
جای سه نقطه ها نامتان را خواهیم دید.

بازهم بد به حال کسانی که افتخارشان حمایت ظالمینی است که نه کودک و نه بزرگ سرشان می شود. داخلیانی که دم از دموکراسی می زنند و خون می خورند گویا برای اینان ناف دموکراسی را با خون بریده اند. ایرادی ندارد سه نقطه زیاد است و برای همه شما ظالمان جای دارد چه داخلی و چه خارجی و به حق که اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود.

اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائزاهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست . منزلت اعداد منحصر به اعدادی نظیر پنج ، هفت ، دوازده وچهارده و چهل می شود که برای هریک دلیل یا دلایلی را ذکر کرده اند :
عدد پنج به دلیل 5 تن پیامبر اولوالعزم و 5 تن آل عبا،
عدد هفت به واسطه 7 آسمان و 7شهر عشق و 7 مرحله سلوک عارفان ، 7 دور طواف خانه خدا.
عدد دوازده به دلیل 12 معصوم و12 چشمه ایی که به معجزه حضرت موسی از دل سنگ جوشید ،
وعدد چهارده به دلیل 14 معصوم تقدس یافته اند ؛ به همین قیاس برای عدد چهل نیز باید دلایلی موجود باشد :
عقل آدمی در چهل سالگی به بالاترین کمال خود در حد استعداد هر فرد می رسد ،
حضرت رسول در سن چهل سالگی به رسالت مبعوث شدند ،
حضرت موسی چهل روز در کوه معتکف بود تا الواح هفتگانه را دریافت داشت ،
قوم بنی اسراییل به دلیل کفران نعمت و پرستش گوساله به سرگردانی چهل ساله محکوم شدند ،
و تخمیر طینت آدم ابوالبشر در 40 روز به اتمام رسید . عارفان وسالکان طریق حق چله نشینی را از همین آفرینش چهل روزه حضرت آدم اقتباس کردند ، سهروردی بیان می کند که : خداوند انسان را در چهل روز آفرید و هر روز صفتی به او اعطا کرد که هریک حجابی ومایه تعلق وی به دنیا بود تا اینکه در روز چهلم حجاب ها کامل و متراکم شد . در چله نشینی سالک یک به یک حجاب ها را می درد تا در روز چهلم انوار حق در وی تجلی می یابد . " هرچند اربعین از اعداد و کمیات است ولی در فرهنگ عرفان اسلامی این واژه کمّی در ارتباط با کیفیات مطرح می شود و لذا تکرار عمل تا چهل مرتبه تکمیل کننده ابعاد روحانی و عرفانی انسان را باعث می گردد ."(1)
سید مهدى بحرالعلوم در زمینه جایگاه عدد چهل فرموده است :
" خود به عیان دیده ام و به بیان دانسته ام كه این مرحله شریفه ، از مراحل عدد را خاصیتى خاص و تاثیرى مخصوص است ، در ظهور استعداد(ها) و تتمیم ملكات ، در طى منازل و قطع مراحل ."(2) خاصیت اربعین در ظهور فعلیت و بروزاستعداد و حصول صفات ملكه ،امرى است که در آیات واخبار بر آن تصریح شده است ، و در سلوك و خودسازى ، براى جلب فیوضات وانوارالهى ، چنانچه در قرآن و گفتار معصومین(ع ) و سیره اولیاء آمده است ، عدد اربعین دارای جایگاه ویژه و بلنداست ." در حقیقت عدد چهل سمبل آغازین تکامل ، مظهر کمال ، جلوه پختگی ، اعلام پشت سر گذاشتن مرحله خامی و نادانی ، نخستین مرحله هوشیاری ... می باشد "(3) به هر روی مثالهای فراوانی را می توان در اهمیت عدد چهل در آیات و روایات یافت ولی در نهایت همانند بسیاری موارد که برای انسان نامکشوف است سّر عدد چهل نیز برای ما نامشخص است . چه فلسفه وحکمتی در این نهفته است که چهل روز بعداز در گذشت فردی ،خویشان وی گرد هم آمده و به عزاداری می پردازند ؟ اگر هدف تنها یادآوری نام آن تازه گذشته است ، چرا 30 روز یا 50 روز یا هرعدد دیگری را برای این امر اختصاص نداده اند ؟ در عدد چهل چه سری نهفته است وبعد از گذشت این چهل روز چه روی می دهد و بایستی روی می داده است ؟ شاید پس از گذشت این مدت انسان به روشن بینی نسبت به آن رویداد دست می یابد ، غبار اندوه اندکی برخاسته وقدرت تحلیل سربرمی آورد وبه انسان مجال می دهد به بازبینی آنچه گذشته بپردازد . شاید برگزاری مراسم اربعین برای امام حسین برای بازبینی وتحلیل واقعه عاشورا و زنده نگاه داشتن آن معمول شده است تا با روشن بینی وقدرت تحلیل واقعه عاشورا بررسی و تشریح گردد ، واقعه ایی که اگر بگوییم همانند قرآن دارای لایه های متعدد وبیشمار است گزافه نگفته ایم و به بیراهه نرفته ایم . به هر روی اربعین خورشید آسمان شهادت و راه منیر هدایت در راه است ، در این روز وایام بکوشیم تا به دور از تحریفات واحساساتی گری های افراطی آن امام راستین را بشناسیم و به مدد نفس قدسی اش بر هدف انسانی آن بزرگمرد همه دورانها آگاهی یابیم .

در مقاله روز چهارشنبه ۱/۱۲/۱۳۸۶ روزنامه کیهان به قلم حسین شریعتمداری نوشته شده بود که محتشمی پور عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز در سخنرانی خود در مراسم ختم آیت الله توسلی به تطهیر نهضت آزادی پرداخته و حتی گفته امام از این نهضت حمایت می کرد . حسین شریعتمداری در ادامه مقاله با استناد به صحیفه امام (ره) اشاره می کند که خود آقای محتمشمی پور در دوران وزارت خود (وزارت کشور) نامه ای به امام (ره) می نویسد و به تحریفات نهضت آزادی اشاره میکند و امام هم در جواب این نامه نهضت آزادی را عامل سیلی خوردن اسلام از بیگانه دانسته.

حال با توجه به این سخنان آیا اگر انتقاد کنیم مسئول موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) اینرا می پذیرد و همانطور که در مصاحبه های خود با جبهه دوم خرداد به اعتراض نسبت به سخنان فرمانده سپاه پاسداران برخاست با این تحریف هم مقابله خواهد کرد یا نه ...البته دو روز از این ماجرا می گذرد ولی سخنی نشنیده ایم گویا تیغ ایشان تنها برای خودی ها تیز است.
چرا موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی از این تحریفات جلوگیری نمی کند و چرا مسئول این موسسه!!! بجای بازیهای سیاسی کمی به فکر این تحریفات نیست. چرا ایشان به صورت جناحی کار می کند؟ مگر ایشان اشاره نکردند که امام منحصر به جناح و گروهی نیست.
یکی از اصول امام خمینی(ره) این بود که به هیچ جناحی تعلق نداشت و جناحی کار نمیکردند زیرا اگر چنین کاری را می کردند هیچ وقت نمی توانستند این خیل عظیم حمایت مردمی را داشته باشند.

