کنایه های فارسی بخش یازدهم
201- در خانه هر چه مهمان هر که: وقتی مهمان سر زده آمد باید آنچه حاضر است یسازد.
202- درخت گردو به این بزرگی درخت خربزه الله اکبر: به مناسبت مقایسه ی غلط گویند.
203- درد خروار آید و منقال رود: مشکل و سختی که یکباره آمد کم کم رفع می شود.
204- درد را کی میکشد که می زاید: زحمت شاکی می شکد که کار انجام می دهد.
205- در حوضی که ماهی نیست قورباغه سپهسالار است: در جایی که آدم شایسته ای نیست هر ناشایستی لایق شود.
206- در دیزی باز است حیای گربه کجا رفت: از نبودن مانع نباید سوء استفاده نمود.
207- در مثل مناقشه نیست: منظور از مثل یاد شده شخص مخاطب نیست.
208- دزد آمد و هیچ نبرد: همه چیز جای خودش است.
209- دزد نگرفته پادشاه است: کسی را به دلیل ندیدن نمی توان مقصر دانست.
210- دست از سر کچل کسی برادشتن: کنایه از رها کردن کسی.
211- دست به سر کردن: کسی را با حیله و نیرنگ از خود دور کردن.
212- دست به دهان رسیدن: مختصر ثروتی داشتن و امورات خود را پیش بردن.
213- دست به یخه شدن: با هم درگیر شدن.
214- دست راست و چپ را نشناختن: بسیار کودن و ابله بودن.
215- دست دست را می شناسد: امانتی را که از کسی گرفتند باید به همان شخص پس داد.
216- دستش چسبناک است: دزد است.
217- دستش نمک ندارد: به هر کس خوبی یا کمک کند آن شخص منظور ندارد.
218- دست و پای خود را گم کردن: هول شدن.
219- دست و پنجه نرم کردن: کنایه از زور آزمایی کردن است.
220- روده بزرگ روده گوچک را خورده است: بسیار گرسنه بودن.
برچسبها: کنایه, ضرب المثل